سلام دوستان
مطالبی که در بخش نظرات پست قبل توسط دوستان گرامی " بنده خدا " " محمد شیعه " و " گوران" مورد بحث قرار گرفته است مطالب خوب و جالب توجهی است و من از همه دوستان گرامی شیعه و سنی که سعی می کنند به صورت معقول و محترمانه از عقاید خود دفاع کنند تشکر می کنم. ![]()
دوست گرامی ما جناب "بنده خدا" در بخش نظرات پست قبل فرموده است:
" رفتن برای طلب دعا پیش آدم زندۀ صالح هیچ اشکالی ندارد چون او زنده است و خداوند این توانایی را به او داده که خواستۀ ما را بشنود و برایمان دعا کند .(و به همین صورت است رفتن پیش پزشک چون او زنده است و خداوند این علم و توانایی را به او داده . آیا شما برای معالجه پیش دکتر مُرده میروید!!!)"
جواب
دوست عزیز و گرامی!
نه تنها ما شیعیان بلکه سنیان در طول تاریخ به ویژه ائمه اربعه و علمای بزرگ اهل سنت همه و همه معتقد بوده اند که پیامبر بعد از وفاتش روحش زنده است و اگر ما نزد قبرش او را صدا بزنیم او صدای ما را می شنود و می تواند برای ما دعا و استغفار کند.
و این هم با قرآن سازگار است و هم با روایات سازگار است و هم با عقل سازگار است و هم با سیره و روش ائمه تشیع و ائمه اهل سنت و علمای اهل سنت.
با قرآن سازگار است؛ زیرا قرآن روح مردگان را زنده می داند و فقط جسمشان را مرده می داند.
با روایات سازگار است زیرا علاوه بر روایات صحیح و معتبر شیعه حتی در معتبرترین کتب اهل سنت یعنی صحیح بخاری نیز آمده است که بعد از جنگ بدر پیامبر بر سر چاههای بدر که جسد مرده مشرکین در آن افتاده بود آمدند و آنها را صدا زدند در آن هنگام جناب خلیفه دوم از پیامبر پرسیدند آیا آنان می شنوند که با آنان سخن می گویی؟ پیغمبر فرمود: آری آنان اکنون از شما شنواتر هستند!
با عقل سازگار است؛ زیرا عقل انسان می گوید روح انسان در این دنیا ادراک و شنوایی و شعور دارد بعد از مرگ هم فقط جسم می میرد و روح زنده می ماند پس این روح که با مرگ نمی میرد مثل زمان حیاتش شنوایی و ادراک و شعور دارد زیرا با مرگ، چیزی از او کم نشده است.
با سیره امامان تشیع و امامان اهل سنت نیز سازگار است زیرا ائمه شیعه و ائمه اهل سنت از جمله امام شافعی و امام ابوحنیفه و امام احمد بن حنبل، هم خود به زیارت قبور می رفتند و به روح پیامبر و صالحان متوسل می شدند و هم پیروانشان را به این کار توصیه کرده اند.
با سیره علمای اهل سنت نیز سازگار است و آنان در کتب خود به زیارت قبر پیامبر و توسل به روح آن بزرگوار توصیه کرده اند و خود نیز اهل توسل به روح پیامبر بوده اند.
از جمله علمای اهل سنت جناب "ابن قدامه" محدث و فقیه حنبلی مذهب است که در کتاب " المغنی " آورده است:
ثم تأتى القبر فتولي ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد اتيتك مستغفرا من ذنوبي ، مستشفعا بك إلى ربي ... ثم يتقدم قليلا ويقول السلام عليك يا أبا بكر..."
"سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله مي کني ورو به سمت قبر ومي گويي سلام بر تو اي پيغمبر ورحمت خدا و برکات وي ....خداوندا تو گفته اي وکلامت درست است که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء).بدرستيکه من به نزد تو آمده ام در حاليکه از گناهانم طلب بخشايش مي کنم و از تو مي خواهم که در نزد پروردگارم شفيع من باشي ...سپس کمي جلوتر رفته ومي گويي سلام بر تو اي ابو بکر ..." (المغني - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591)
منتظر ادامه بحث توسط شما عزیزان هستیم.![]()
برخی از افراد که قدرت تحلیل آیات قرآن را ندارند و از تدبر صحیح در قرآن محروم اند و به ظاهر آیات دلخوش کرده اند معمولا برداشت های ناصحیحی از آیات الهی پیدا می کنند که حتی روح قرآن هم از آن بیگانه است.
نمونه این برداشت های ظاهرگرایانه و سطحی رو در وبلاگ یکی از دوستان دیدم که معتقد است پیامبر اسلام بعد از وفاتش هیچ ادراکی ندارد و صدای مسلمین را نمی شنود.
وی به این آیه قرآن استناد کرده است که خداوند خطاب به پیامبر می فرماید:
« انک میت و انهم میتون » / زمر - ۳۰
ای پیامبر تو می میری و آنها نیز می میرند.
این دوست بزرگوار گویا از درک این نکته عاجز است که هیچ کس منکر وفات پیامبر نیست و هیچ جاهلی تاکنون ادعا نکرده است که پیامبر وفات نکرده است ولی بحث بر سر این است که:
آیا پیامبر با مرگ جسمانی اش کاملا از بین می رود و چیزی از او باقی نمی ماند ؟!!
آیا پیامبر مثل دیگر مردمان بعد از وفات روحش زنده نمی ماند ؟!!
این در حالی است که خداوند در مورد کشته شدگان در راه خدا می فرماید:
« و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتاً بل احیاء و لکن لا تشعرون » / بقره - ۱۵۴
و به آنها که در راه خدا کشته مىشوند، مرده نگوييد بلکه آنان زندهاند، ولى شما درک نمی کنید!
سوال:
۱. آیا آیه « و لا تقولوا ... » با آیه « انک میت و ...» در تضاد و در تناقض نیست ؟!!
۲. آیا درجات کشته شدگان در راه خدا بالاتر است یا درجات انبیاء به ویژه پیامبر اسلام ؟!!
۳. اگر کشته شدگان در راه خدا بعد از مرگشان زنده هستند آیا پیامبران که درجات بالاتری دارند بعد از مرگ زنده نیستند؟!
نکته:
قرآن می فرماید: آنان زنده اند ولی شما درک نمی کنید!
و این دوست بزرگوار ما چون زنده بودن کشته شدگان در راه خدا را درک نمی کند و صدایشان و دعایشان را نمی شنود قضاوت می کند که هر کس که جسمش می میرد دیگر زنده نیست و هیچ شعور و ادراکی ندارد در حالیکه قرآن می فرماید: شما شعور ندارید!
دقیقا مثل کبکی که سرش را در برف فرو برده است و چون خودش کسی را نمی بیند و صدایی را نمی شنود گمان می کند دیگران هم او را نمی بینند!
وهابیون معتقدند که پیامبر بعد از وفاتش صدای ما را نمی شنود و هر گونه درخواستی از او بعد از وفاتش شرک محسوب می شود ؟!!
شواهدی بر بطلان این ادعا:
الف: آیه قرآن به ما دستور می دهد:
"ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما" ( احزاب - ۵۶)
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستد؛ اى کسانى که ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملاً تسليم باشيد.
ب: همه مسلمین هر روز در سلام نماز می گویند:
« السلام علیک ایهاالنبی و رحمة الله و برکاته »
سوال از وهابیون:
۱. اگر پیامبر بعد از وفاتش صدای ما را نمی شنود چرا خداوند دستور داده است که بر او درود بفرستیم؟!!
۲. طبق آیه قرآن جواب سلام واجب است و حال سوال این است که آیا پیامبر اسلام بعد از وفاتش جواب سلام مسلمین که در نماز به او سلام می کنند را نمی دهد ؟!!
۳. اگر پیامبر قادر به شنیدن سلام ما و قادر به جواب دادن به آن نیست پس چرا همه مسلمین در نماز به پیامبر سلام می دهند ؟!!
۴. آیا همه مسلمین مشرک اند و فقط مریدان محمد بن عبدالوهاب موحد هستند ؟!!
بعضی از افراد که اطلاعاتشان نسبت به اسلام بسیار سطحی و ناقص است و آیات قرآن را به میل خود تفسیر می کنند بی احترامی به پیامبر را تا جایی پیش می برند که می گویند پیامبر حتی در قیامت هم نمی تواند برای کسی « شفاعت » کند.
و این ادعای خنده دار و مضحکی است که حتی محمد بن عبدالوهاب که سر دسته وهابیون است نیز چنین دیدگاه خنده داری را قبول ندارد. محمد بن عبدالوهاب با اینکه برداشت های ناصحیح زیادی از آیات قرآن دارد و همین برداشت های ناصحیح باعث شده است همه مسلمین غیر از پیروان خودش را مشرک بداند ولی در عین حال قبول دارد که پیامبر در قیامت برای مسلمین شفاعت می کند و خودش هم از خدا می خواهد که پیامبر را شفیع او قرار دهد.
محمد بن عبدالوهاب در کتاب کشف الشبهات آورده است:
« اگر به تو گفتند آیا شفاعت پیامبر را انکار می کنی و از آن برائت می جویی ؟
بگو: شفاعت پیامبر را انکار نمی کنم و از آن بیزاری نمی جویم بلکه پیامبر شفاعت کننده است و من امید شفاعت او را دارم ».
و چند سطر بعد می گوید:
« اللهم لا تحرمنی شفاعته اللهم شفعه فی ».
خدایا مرا از شفاعت پیامبر محروم مکن و او را شفیع من قرار ده.
(رساله کشف الشبهات، ص ۲۵- ۲۴)
" و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید " / سوره ق - آیه۱۶
ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم و از رگ گردن به او نزدیک تر هستیم.
وهابیون بخاطر برداشت ناصحیح از بعضی آیات قرآن مثل آیه فوق معتقدند هر گونه واسطه قرار دادن بین خود و خدا شرک است و به همین دلیل هر کس که بین خود و خدا کسی را واسطه قرار دهد مشرک است و باید کشته شود !!!
در حالیکه خود قرآن واسطه قرار دادن بندگان صالح را تأیید کرده و جایز دانسته است:
خداوند در سوره یوسف داستان برادران حضرت يوسف را يادآوري ميكند كه آنها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آنها طلب بخشش كند و گفتند:
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ /سوره يوسف - 97
و سپس داستان را چنین ادامه می دهد:
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ / سوره يوسف - 98
یعقوب گفت: "به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است".
سوال از وهابیون:
۱. چرا حضرت یعقوب به فرزندانش نفرمود:
از من نخواهید که بین شما و خدا واسطه شوم زیرا چنین کاری شرک است و شما خودتان باید از خداوند طلب مغفرت کنید زیرا او از رگ گردن به شما نزدیک تر است ؟!!!
۲. طبق اندیشه های محمد بن عبدالوهاب کسی که بین خود و خدا کسی را واسطه قرار دهد مشرک است و بالطبع کسی که این واسطه گری را قبول کند هم صد در صد مشرک تر است پس طبق اندیشه های وهابی انبیاء که بین خلق و خدا واسطه می شدند و برایشان استغفار می کردند هم مشرک هستند!!! ( نعوذ بالله من هذه الاباطیل ).
نکته:
فقط وهابیون واسطه قرار دادن بین خلق و خدا را شرک می دانند ولی اهل سنت و بزرگان آنان از جمله امام مالک و امام شافعی و امام ابوحنیفه واسطه قرار دادن بین خلق و خدا را جایز می دانند و خود نیز اهل توسل بوده اند.
نتیجه:
وهابیون فقط خود را موحد می دانند و طبق اندیشه آنان نه تنها شیعه بلکه همه اهل سنت از جمله بزرگان آنان هم مشرک و واجب القتل خواهند بود !!!
همچنین طبق مبانی وهابیت حتی یعقوب پیامبر و بعضی دیگر از انبیاء نیز به دلیل واسطه شدن بین خدا و خلق مشرک خواهند بود !!!
ابن عبد البر در کتاب الاستیعاب فی معرفة الاصحاب مينويسد :
يحيى بن سعيد عن سعيد بن المسيب قال كان عمر يتعوذ بالله من معضلة ليس لها أبو الحسن وقال فى المجنونة التى أمر برجمها وفى التى وضعت لستة أشهر فأراد عمر رجمها فقال له على إن الله تعالى يقول وحمله وفصاله ثلاثون شهرا الحديث وقال له إن الله رفع القلم عن المجنون الحديث فكان عمر يقول لولا على لهلك عمر .
عمر بارها به خدا پناه مي برد از اين كه مشكلي علمي برايش پيش آيد وعلي عليه السلام نباشد ، يكي از اين موارد زن ديوانه اي بود كه دستور رجم وي را صادر كرده بود و يكي هم زني كه شش ماهه وضع حمل كرده بود وعمر مي خواست بر وي حدّ جاري كند، علي عليه السلام فرمود: خداوند فرموده است: دوران بارداري و شيردهي سي ماه است، ونيز فرمود: خداي سبحان از مجنون تكليف را بر داشته است، در چنين مواردي بود كه عمر مي گفت: اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.
الاستيعاب في معرفة الأصحاب ، يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (متوفاي463 هـ) ج 3 ، ص 1103 ، ناشر : دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي .
![]()
ابن سینا فیلسوف و نابغه شهیر جهان اسلام در مورد عظمت امام علی می گوید:
« عَلِيٌ بَيْنَ النَّاسِ کَالْمَعقُولِ بَيْنَ الْمَحْسُوسِ »
علي (ع) در ميان انسانها چون پديده اي معقول، در ميان پدیده های محسوس است.
حاشيه ي شفا- پايان الهيات، نقل از «معراج نامه» تأليف ابن سينا.
توضیح: فیلسوفان پدیده های جهان را به پدیده های معقول و پدیده های محسوس تقسیم می کنند و معتقدند پدیده های معقول ارزشی بسیار والاتر و بالاتر از پدیده های محسوس دارند به همین دلیل ابن سینا هم در اینجا خواسته است به گونه ای فیلسوفانه از امام علی علیه السلام تمجید کند و وقتی می خواهد آن امام را با دیگران بسنجد می گوید: علی در بین مردم مثل معقول در بین محسوس است. و شاید اگر کسی به گونه ای محسوس تر بخواهد سخن بگوید می تواند بگوید: ارزش علی در بین مردم مثل طلا در بین دیگر فلزات است.
من در اینجا فقط یک آیه قرآنی را می آورم که امامت امام علی را اثبات می کند
و آن آیه ۵۵ سوره مائده است که می فرماید:
« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ »
سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا مىدارند، و در حال رکوع، زکات مىدهند./ سوره مائده آیه 55
و طبق آیه ای دیگر از قرآن پیغمبر علاوه بر اینکه مأمور به تلاوت آیات خداوند بر مردم بود مأمور به تعلیم معانی آیات نیز بود:
كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ. / بقره 151
همچنین در آیه ای دیگر خداوند پیغمبر را مأمور تبیین و روشن کردن منظور و مراد از آیات قرآن کرده است:
" َأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ " / نحل 44
و ما اين ذکر [= قرآن] را بر تو نازل کرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى؛ و شايد انديشه کنند!
این هم یک آیه از قرآن که بیان می کند ما علاوه بر تمسک به قرآن می توانیم به کلام رسول الله هم تمسک کنیم چون طبق قرآن پیغمبر معانی و منظور از آیات را برای ما روشن کرده است.
و پیغمبری که خداوند به او اجازه داده است که بگوید منظور از این آیه چیست و منظور از آن آیه چه کسی است ؟
فرموده است:
" منظور از آیه 55 سوره مائده امام علی است ".
خب اهل سنت اگر فقط قرآن را هم قبول داشته باشند طبق خود قرآن امامت امام علی ثابت می شود.
نقد و بررسی شورای شش نفره
در پست های قبلی بیان کردیم که اگر خلیفه پیغمبر توسط شورا انتخاب می شود پس چرا ابوبکر و عمر توسط شورا انتخاب نشدند ؟!!!
اما شورایی که عثمان را انتخاب کرد خود قصه جالب تری دارد که به برخی از آن می پردازیم:
1. عمر هنگامی که در بستر احتضار بود می گفت: اگر معاذ بن جبل یا ابوعبیده جراح یا یکی از مهاجران حاضر در سقیفه یا سالم مولی ابی حذیفه یا خالد بن ولید زنده بود، خلافت را به یکی از آنها می سپرد.
و این نشان می دهد که در صورت حضور یکی از افراد مذکور اصلا نوبت به شورا نمی رسید !!!
2. عمر شش نفر را معین کرد که از بین خود یک نفر را به عنوان خلیفه انتخاب کنند و تهدید کرد که اگر 5 نفر به یک نفر رای دادند و یک نفر مخالفت کرد گردن او را بزنند !!!
سوال من این است که قرآن فرموده است در امورتان با هم مشورت کنید ولی نفرموده است اگر یک نفر مخالف نظر اهل شورا بود باید او را بکشید پس چرا و به چرا و به چه مجوزی خلیفه دوم دستور قتل یکی از اعضای شورا در صورت مخالفت را صادر کرد ؟!!!
۳. عمر فقط شش نفر را برای اعضای شورا انتخاب کرد آیا این شش نفر نماینده همه مسلمین بودند ؟!!! اگر نبودند پس این چه شورایی است؟!!!
۴. اگر آنگونه که برادران اهل سنت ادعا می کنند انتخاب خلیفه طبق آیه قرآن واقعاً به دست شوراست پس چرا فقط جناب عمر به فکر تشکیل شورا برای انتخاب خلیفه افتاد و برای انتخاب دو خلیفه سابق هیچ سخنی در راستای تشکیل شورا برای انتخاب خلیفه نبود ؟
و اتفاقاً خود عمر هم طبق روایتی که در صحیح بخاری آمده است گفته است " کانت بیعة ابی بکر فلتةً " یعنی بیعت با ابوبکر بدون مشورت بوده است.
نتیجه اینکه:
نظریه انتخاب خلیفه توسط شورا با دو اشکال اساسی مواجه است:
اشکال اول: این نظریه هیچ مبنای قرآنی ندارد.
اشکال دوم: عملاً برای انتخاب خلفا شورایی تشکیل نشده است.
زیرا یقیناً برای انتخاب خلیفه دوم هیچ شورایی تشکیل نشده است. انتخاب خلیفه اول نیز طبق تصریح خود عمر بدون مشورت بوده است، انتخاب خلیفه سوم نیز توسط شورای تحمیلی بوده است نه شورای منتخب مردم.
آیا انتخاب خلفای اهل سنت توسط شورا بوده است ؟
اگر آن گونه که اهل سنت معتقدند خلیفه توسط شورا نتخاب می شود پس چرا خلفا توسط شورا انتخاب نشدند ؟!!!
شما برادران اهل سنت که این قدر از شورا دم می زنید و می گویید امر خلافت و جانشینی پیغمبر به شورا واگذار شده است خب برای ما بفرمایید ببینیم کدامیک از خلفای شما توسط شورا انتخاب شدند؟!!!
بعد از ابوبکر برای تعیین خلیفه هیچ شورایی تعیین نشد، بلکه خود ابوبکر شخصاً عمر را به عنوان خلیفه بعد از خود تعیین کرد.خب اگر تعیین خلیفه طبق آیه قرآن که شما ادعا می کنید به عهده شوراست چرا ابوبکر خود شخصاً و بدون مشورت با هیچ کس عمر را به خلافت انتخاب کرد ؟!!!
و با توجه به اعتراف جناب عمر به عدم تعیین ابوبکر توط شورا، اهل سنت چگونه می توانند ادعا کنند که امر خلافت به عهده شوراست؟
من از شما می پرسم اگر انتخاب خلیفه باید با شور و مشورت مسلمین باشد پس:
چرا ابوبکر به عنوان خلیفه اول با شورا انتخاب نشد ؟!!!
اگر انتخاب ابوبکر توسط شورا صورت گرفت پس چرا حتی خود عمر بعدها می گفت:
"کانت بیعة ابی بکر فلتة = بیعت با ابی بکر ناگهانی بود".
"فلتة" از نظر لغوی به امری می گویند که بدون مشورت انجام گیرد.
عمر می گفت: بیعت با ابوبکر به صورت ناگهانی صورت گرفت ولی من نمی گذارم بعد از این کسی چنین کاری انجام دهد بلکه از این به بعد باید با شورا و نظر مسلمین خلیفه تعیین شود.
(ر.ک: صحیح البخاری، ج6، ص 2503، کتاب المحاربین من اهل الکفر و الردة، باب رجم الحبلی من الزنا).
از نظر ما:
اولاً: خلافت و جانشینی پیغمبر از امور دینی مهمی است که فقط خدا و پیغمبر می توانند در آن اظهار نظر کنند و این مساله از امور دنیوی نیست که حل آن به عهده شورا باشد.
ثانیاً: هم خداوند و هم پیغمبر صراحتا در مورد خلافت و جانشینی پیغمبر سخن گفته اند و جایی که وحی و پیغمبر تکلیف را روشن کرده باشند هیچ نیازی به شورا و مشورت ندارد.
اما اینکه گفتم خداوند صراحتاً در مورد خلافت و جانشینی پیغمبر سخن گفته است فعلاً فقط یک آیه برای شما می آورم و آن "آیه ولایت" است:
" انما ولیکم الله و رسوله و اولی الامر منکم والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون"/ مائده 55
"سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا مىدارند، و در حال رکوع، زکات مىدهند".
که اکثر مفسران شیعه و سنی معتقدند که این آیه در مورد حضرت علی نازل شده است. و شما هر قدر هم که دست و پا بزنید به هیچ وجه قادر به انکار این مساله روشن نخواهید بود.
اما اینکه گفتم پیغمبر صراحتاً جانشین خود را معین کرده است و علی را به عنوان جانشین بعد از خود و ولی و سرپرست مسلمین معرفی کرده است، روایات در این مورد آنقدر زیاد است که هر کدام از آنها را شما بخواهید از در بیرون بیاندازید دیگری از پنجره وارد می شود.
حالا اگر شما اهل سنت عزیز در قرآن آیه ای را سراغ دارید که فرموده باشد امر خلافت به عهده شوراست یا روایت معتبری در دست دارید که پیغمبر فرموده باشد امر خلافت به عهده شوراست ما حرفی نداریم ولی لطف کنید آن آیه یا روایت را برای ما بیاورید !!!

